الشيخ حسين المظاهري
78
معارف اسلام در سوره يس (فارسى)
كه بفهمد و حركت كند ، ندارند . « ولهم اعين لا يبصرون بها » چشم دارند ، اما نمىبيند ، « ولهم آذان لا يسمعون لها » گوش دارند اما نمىشنوند ، « اولئك كالانعام بل هم اضل » اينها حيوانند بلكه از حيوان هم پستترند زيرا حيوان عقل ندارد ، تا زمينه براى هدايت و سعادت داشته باشد ، اما خداوند به انسانها عقل داده تا زمينه براى حركت به سوى الله داشته باشد و اين صفت رذيله است كه آنها را از حركت انداخته ، دل را از آنها گرفته ، چشم دل و گوش دلشان را گرفته از نظر يك انسان كر وكور و گنگ شدهاند و در حقيقت دل ندارند . « اولئك هم الغافلون « 1 » » آنچه دارند غفلت است و بىتوجهى ، سراسر غفلت است و از معنويات ، غافلند « 2 » . وَجَعلنا مِن بَينِ ايْديهِمْ سَداًّ وَ مِنْ خَلْفِهِمْ سَداًّ فَاغْشَيْناهُمْ فَهُمْ لا يُبصِروُنَ ( 9 ) « پيشرو و پشت سر آنها را سد قرار داديم ، مانع و پردههايى هم روى چشم آنها انداختيم كه ديگر هيچ ( راه حق را ) نبينند » اين آيه تكرار همان آيه اول است و مىدانيم كه در قرآن شريف تكرار زياد است . علل تكرار در قرآن تكرار در قرآن علل مختلفى دارد : يكى تأكيد واقع در نفس است . يعنى مطلب را در دل بيشتر جايگزين مىكند و به اصطلاح به دل مىچسبد وجه ديگر تكرار قرآن براى قاعده تحدى است . يعنى قرآن شريف معنى را در لفظ مىريزد و مىگويد : اگر مثل اين قرآن بياوريد من دست از داعيهام بر مىدارم . نمىتوانيد بياوريد . دوباره همان لفظ
--> ( 1 ) - سوره اعراف آيه 179 . ( 2 ) - قال الصادق ( ع ) : فَلا بُدَّ لِلْعَبدِ مِنْ خالِص النية فى كُلِّ حَرَكَة و سُكونٍ ، لِانَّهُ اذا لَمْ يكنْ بِهذا المَعنى يكُونُ غافِلًا ، وَ الغافلون قد ذمهم الله تعالى فقال : ان هم الا كالانعام بل هم اضل سبيلًا و قال اولئك هم الغافلون ( مصباح الشريعه 53 - 54 ، بحارالانوار ج 70 ، ص 210 ) حضرت امام صادق ( ع ) فرمودند : پس بنده به ناچار بايد در همه حركات و سكناتش نيت خالص داشته باشد چرا كه اگر داراى اين حالت نباشد غافل است ، و غافلان را خداى تعالى مورد ملامت قرار داده كه فرمود : آنها چون چهارپايان هستند بلكه راهشان بيشتر در گمراهى است و فرمود : آنها خود ، غافلند .